حريم زبان
(در نقد نظر آقای محمدعلی سپانلو درباره «خط فارسی» در گفتگو با همشهری)
 
سيدحسين طباطبايي
همشهری ، دو‌شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۸۱
 
جناب آقاي محمدعلي سپانلو شاعر گرانقدر معاصر در گفت وگوي خود با روزنامه وزين همشهري (چهارشنبه ۹ بهمن ۸۱) به نكاتي پيرامون خط فارسي اشاره فرموده بودند كه اين قلم به سبب اندك آشنايي كه با اين مقوله به خصوص در حوزه فرهنگي آسياي مركزي و قفقاز دارد، بر خود لازم ديد نكاتي را يادآور شود. خط فارسي، كه بحق يكي از زيباترين، موزون ترين و شكيل ترين خط هاي جهان نيز هست، اهميتي خاص دارد. خط امروز فارسي ما، به عنوان يگانه حامل نوشتاري زبان فخيم فارسي، با قدمتي هزار و چند صد ساله تنها ابزار ارتباط فارسي دانان با آثار و مفاخر عظيم فرهنگي ايران است. گنجينه اي بي همت از ميراثي ارجمند و منحصربه فرد در تاريخ انديشه و فرهنگ انسان، هرگونه كم اعتنايي و ارج ناگذاري به اين خط، جز بي اعتنايي و كم توجهي به آن ميراث گرانقدر و ارزشمند تلقي نخواهد شد.

مي گويند خط فارسي مشكل است، اعراب ندارد، حروف هم صداي متعدد دارد. استفاده از آن در اينترنت سخت است و... ولي از ياد مي برند كه اين خط زيبا است به نحوي كه خوشنويسي فارسي در زمره هنرهاي ارجمند و انحصاري ايرانيان است و جمال و زيبايي اش چشم هاي هنردوستان را خيره مي سازد. من خود در نمايشگاهي غيرفارسي زباني را ديدم كه به شدت متأثر از ظرافت تابلوي خط يكي از اساتيد بنام خوشنويسي ايراني بود.

نيز فراموش مي كنند كه به قول ظريف آسياي ميانه اي ها، اين خط، خط نياكان ماست. آثار ارجمند و شگفت آور ادبي ما به اين خط نگاشته شده است و يگانه وسيله ارتباط ما با گذشته ادبي و فرهنگي مان همين خط مظلوم فارسي است. در اين مقال در پي بررسي آساني يا سختي خط ها نيستم ولي توجه آنان را كه مدعي اند خط الفباي فارسي مشكل است به الفباي زبان ارمني جلب مي كنم كه به غايت پيچيده تر و سخت تر از الفباي فارسي است ولي در سال جاري ميلادي مي رود تا هزار و ششصدمين سال اختراع خود را جشن بگيرد و ارامنه تمام جهان با افتخار تمام آن را جزيي انفكاك ناپذير از تاريخ و هويت فرهنگي و ادبي خود مي دانند. جالب آنكه ارامنه اگر بيشتر از ما نباشند كمتر از ما نيز در معرض تاخت و تاز و هجوم بيگانگان قرار نگرفته اند ولي خط و زبان خود را در خلال اين ساليان و سده ها به نيكويي پاس داشته اند. مشكلات تلفظي و خوانشي خط ها منحصر به زبان فارسي نيست و كم لطفي است اگر اين نقيصه را خاص خط فارسي بدانيم. تلفظ هاي مختلف و متضاد، حروف همصداي متعدد و چند صدا بودن حرف هاي يكسان در بسياري از زمان هاي ديگر نيز وجود دارد، به عنوان نمونه زبان انگليسي كه امروزه تا اين حد قدر دانسته شده و در صدر نشسته است را از نظر پيچيدگي هاي نوشتاري و تلفظي نمي توان آسان تر از زبان فارسي دانست. در دو كلمه thoughو enough به عنوان مثال تركيب حروف ugh كاملا متفاوت تلفظ مي شوند. در يكي اين تركيب ا خوانده مي شود و در ديگري آف. امثال اين گونه نمونه ها بسيار مي توان آورد و يا در زبان روسي با عدم رعايت ضربه يا تكيه كه بر روي بعضي حروف در كلمه به كار برده مي شود و به نوعي كاربرد مد در زبان عربي را دارد، معاني كلمات كاملا تغيير پيدا مي كنند. در حالي كه از نظر املايي و نوشتاري دقيقا يكسان هستند. مثلا با تغيير تكيه در تركيب Myka در زبان روسي و با املاي يكسان دو معناي كاملا متفاوت به دست مي آيد. اگر تكيه روي حرف y باشد معني رنج و تعب مي دهد اگر روي a باشد به معني آرد است. در ساير زبان ها نيز كم و بيش با اين گونه موارد مواجهيم و روا نيست اين مشكل را خاص زبان و خط فارسي بدانيم و در پيچيده خواندن نگارش فارسي اغراق كنيم. حتي برعكس ساختار نوشتاري زبان فارسي واجد پاره اي برتري ها بر ديگر خط ها است. از جمله انگليسي. به عنوان نمونه در خط فارسي به ندرت به واژه اي برمي خوريم كه نوشته شود ولي خوانده نشود در حالي كه خط انگليسي مملو از اين ويژگي است و به كرات واژه هاي به كار رفته در يك تركيب واژگاني يا يك كلمه خوانده نمي شوند.

و اما اينترنت و سختي يا عدم به كارگيري خط فارسي در اين بستر ارتباطي. مرتبط دانستن اين وضعيت با خط فارسي نهايت كم انصافي است. وقتي كه خطوط پيچيده و سختي چون چيني و ژاپني در عرصه ارتباطات اينترنتي به سهولت مورد استفاده قرار مي گيرند، محدوديت هاي موجود در استفاده آسان از خط فارسي در اين عرصه را نه مي توان و نه شايسته است به مشكل بودن خط فارسي منسوب كرد. اهل فن به خوبي مي دانند كه عامل اصلي در پديدار شدن اين وضعيت عدم تعريف استاندارد فارسي مناسب در نرم افزارهاي واژه پرداز و كلا محيط هاي رايانه اي است. البته چندي است با تعريف Unicode در سيستم عامل اين نقيصه برطرف شده و در صورت پيوستن ايران به معاهده جهاني كپي رايت و جلوگيري از توسعه غيرمجاز برخي نرم افزارها در ايران مي توان اين مشكل را حل شده فرض كرد.

با عنايت به مطالب گفته شده فوق، پيشنهاد دوزباني شدن مردم و پياده كردن الگوي آسياي ميانه در استفاده از الفباي سيريليك روسي آن هم از سوي شاعري ارجمند و گرامي كه مطمئنا حفظ و گسترش فرهنگ و ادب ايران مهم ترين دغدغه اوست بسيار عجيب و دور از انتظار است. كيست كه نداند هدف شوروي سوسياليستي از ترويج و جايگزيني الفباي سيريليك به جاي الفباي نياكان در آسياي مركزي و قفقاز جدا كردن اين ملت هاي مظلوم از گذشته درخشان فرهنگي شان كه اتفاقا ايراني و اسلامي نيز بود، بوده است؟ آگاهان به مسائل منطقه به خوبي مي دانند يكي از معضلات مهم در گسترش فرهنگ ايراني و اسلامي در منطقه آسياي مركزي و ترويج زبان فارسي در اين كشورها، مهجور ماندن خط و الفباي فارسي در اين حوزه گسترده فرهنگي و تمدني است. جمهوري تاجيكستان نمونه اي آشكار از چنين وضعيتي است. تاجيكان امروز در مواردي حتي بيشتر و بهتر از ما حريم زبان فارسي را پاس داشته اند در حالي كه با حذف خط فارسي از كتاب اين قوم، سدي بلند در تعامل و تبادل فرهنگي بين ايران و اين كشور پديده آمده است.

كوتاه سخن آنكه خط امروز فارسي، بخش جدايي ناپذير از هويت ملي و ديني ما است و هرگونه تلاش در خدشه به اين عنصر مهم هويتي ما ايرانيان، خواسته يا ناخواسته، در راستاي انفكاك ما از گذشته درخشان فرهنگي و ادبي ماست. بر اهل ادب و فرهيختگان اين مرز و بوم روا نيست كه حتي از سردلسوزي و دغدغه فرهنگي، به جاي انذار و تذكار در خصوص كم كاري و اهمال در آموزش و گسترش خط فارسي، نسخه هايي بپيچند كه حاصل آن دير يا زود انقطاع نسل هاي آينده از گذشته درخشان و پرتلألو فرهنگي ميهن عزيزمان، ايران باشد.