مشكلات يكسان نويسي اسامي تركيبهاي شيميايي آلي

 

سمائي ، سيد مهدي  

رجبي ، تقي  

 

كليد واژه ها : حرف نگاري transliteration ، شيمي آلي organic chemistry ، تلفظ pronunciation  ، رسم الخط orthography  ، معيارسازي standardization ، اسامي شيميايي chemical names

 

ضبط اعلام بيگانه با خط فارسي به شيوه يكساني انجام نمي شود. اين ناهمگوني باعث ايجاد مشكلاتي در كار تعليم و تعلم و پردازش زبان و اطلاع رساني مي شود. در رشته شيمي و به طور اخص در تركيبات  آلي ومعدني آن مشكل مذكور بيشتر نمايان است و اين بدليل كثرت داده ها در اين حوزه است.تركيبها با شيوه واحدي تلفظ نمي شوند. براي يكسان كردن شيوه ضبط اعلام ابتدا بايد الگوي واحدي براي تلفظ آنها ارائه كرد. ويژگيهاي خط فارسي ديگر دليل يكسان نبودن روش نگارش اسامي تركيبها است. اين ويژگيها  شامل متصل  و منفصل نويسي و عدم انطباق واج  و حرف و شيوه ضبط همزه است. نارسائيهاي خط را مي توانبه صورت حو زه اي و در چارچوب رشته شيمي مرتفع كرد.

      ضبط چند گانه صورتهاي واحد با خط فارسي باعث ايجاد مشكلاتي در كار تعليم و تعلم مي شود و وقت بسيار براي يكسان كردن شيوه نگارش متون از دست مي رود. يكدست كردن خط از ابزار ضروري پردازش زبان[1] نيز هست.

    يكي ديگر از پيامدهاي همگون نبودن رسم الخط ايجاد نابساماني در كار اطلاع رساني علوم است. ضبط اعلام و كليد واژه ها به شكلهاي مختلف از مشكلات رايج در كتابخانه ها و مراكز اطلاع رساني است.

    شيمي يكي از علومي است كه اصطلاحات آن به گونه هائي متفاوت ثبت مي شود و مشكلات سابق الذكر بيشتر در آن نمايان است.به سه دليل اصطلاحات اين رشته _ و به طور اخص تركيبات شيميايي آلي آن_ براي بررسي در اين مقاله انتخاب شده است. اولا" تعداد تركيبها فراوان است و همه مربوط به يك حوزه واحداند. شيمي آلي را شيمي هيدروكربنها مي دانند. يعني شيمي تركيبهائي كه عمدتا" كربن و هيدروژن دارند ( مورتيمر، ص 791 ). اين تركيبها حدود صد گونه عمده دارند و تعداد آنها تقريبا" بيست ميليون است كه برخي به خط فارسي در آمده است. ثانيا"  همه اين تركيبها از مقوله اسم است و بايد به خط فارسي نوشته شود و نيازي به ترجمه آنها نيست. به عبارتي اين اسمها بايد حرف نگاري شود. ثالثا" اين تركيبها ساختاري نظاممند دارند و اين نظام در صورت و در نامگذاري لاتين آنها متجلي شده است. در شيمي آلي چند شيوه نامگذاري هست . يكي از آنها شيوه عاميانه است كه  در آن  تاريخچه  ساخت تركيب يا عواملي از اين دست

ملاك نامگذاري قرار مي گيرد . مثلا" چون متانول را نخستين بار از تقطير چوب بدست  آورده اند

آن را الكل چوب مي نامند( سيدي ، ص 9 ). نوع ديگر نامگذاري بر اساس ساختمان تركيبها است. اين نوع نامگذاري در اواخر قرن نوزده ميلادي ابداع شد و امروز مسئوليت آن به عهده انجمن بين المللي شيمي محض و كاربردي( ايوپاك )[2] است. در اين نوع نامگذاري ساختمان مولكولي و آرايش اتمها و ساختار هندسي و فضائي و ملاكهائي از اين قبيل مبناي نامگذاري قرار مي گيرد. بدين معني كه به مثل آرايش اتمها در ترتيب نام تركيب تاثير مي گذارد و تركيبي هالوژن دار و آلي كه از افزايش هالوژن به هيدروكربن سير نشده به دست آمده به اين صورت ناميده مي شود:

دي برميد اتيلن  كه شامل   تعداد هالوژن + نام هالوژن + پسوند ايد + نام هيدروكربن سيرنشده است. از اين نظام نيز تا حدي مي توان در يكسان سازي حرف نگاري تركيبها به خط فارسي استفاده كرد. مثلا" الكلها به« - ol  »    ، كربوهيدراتها به« - ose  »    و برخي از تركيبها  به

 « - one »   ختم مي شوند كه مي توان براي آنها قاعده اي فراگير در حرف نويسي فارسي داد.

و يا از آنجائيكه ترتيب همنشيني عناصر در اين تركيبها مشخص است براي ناهمگونيهائي كه در شيوه نگارش آنها در مرز عناصر رخ مي دهد قواعدي را پيش بيني كرد( ر.ك. 3 ).

    در اين مقاله ابتدا سابقه تحقيق مرور خواهد شد. در بخش دوم مشكلات يكسان نويسي تركيبهاي آلي و در بخش سوم پيشنهادهائي براي يكسان كردن شيوه نگارش اسامي مورد بحث ارائه مي شود. نتيجه مقاله در بخش چهارم خواهد آمد. در پايان نيز خلاصه مقاله ذكر خواهد شد.

   1 _ سابقه تحقيق

    تا جايي كه نگارندگان اطلاع دارند»   شيوه نامه ضبط اعلام انگليسي در فارسي   ‹‹( بهزادي، 1375) تنها تحقيق جامع در باره شيوه ضبط اسمهاي بيگانه است. هدف نويسنده ›› نشان دادن ناهماهنگيها و تشتت ضبط اعلام انگليسي در زبان فارسي« است ( ص پنج ). روش كار در كتاب مذكور به اين صورت بوده است كه ابتدا همخوانها و واكه ها و واكه هاي مركب زبان فارسي و انگليسي و ساختارآوائي آنها با هم مقايسه و سپس داده هائي كه از برگه دانها و فهرست اسامي و كتابشناسيها و كتابها و مقاله هاي ترجمه شده فراهم گرديده با توجه به وجوه اشتراك و افتراق واجها و الگوهاي آوائي دو زبان تحليل شده است. نويسنده مذكور دلايل ناهماهنگي ضبط اسامي را ملاك قرار دادن صورت مكتوب و تأثير نوع زبان خارجي ضبط كنندگان اسامي و نارسائيهاي خط فارسي دانسته و قواعدي استثناء پذير را براي يكدست كردن روش ضبط اسامي ارائه كرده است .

   در» واژه نامه شيمي ‹‹ ( پور جوادي، 1370 ) اشاره اي به يكسان نويسي اعلام و مفاهيم در شيمي شده است ( ص نه و ده ). در اين كتاب يكدست كردن املاء واژه ها بر اساس حروف پاياني شكل لاتين آنها به صورتي قرار دادي انجام گرفته است. تهيه كنندگان واژه نامه تركيبهاي مختوم به« - ol  »    ،  « - ose  »  و « - ium  »  را به ترتيب و بر حسب قرار داد به صورت   »- ول «   ، »  - وز «   و» - يوم«   ضبط كرده اند.

   صادقي نيز به اجمال به مسأله املاء اسمهاي خاص بيگانه پرداخته است. به نظر او ضبط اسمهاي

بيگانه در ابتداي ورود بيشتر بر اساس خط بيگانه بوده است تا تلفظ آنها (ص 11).

   تفاوت رويكرد اين مقاله با تحقيق بهزادي در اين است كه اولا" تلفظ اعلام مورد تحقيق صرفا" انگليسي نيست و ثانيا" حوزه اي نظاممند و محدود براي بررسي انتخاب شده است .  در واژه نامه

شيمي نيز مسأله اصلي شيوه يكسان سازي اعلام و تركييها و بخصوص تركيبهاي آلي نبوده و به اجمال از اين نكته سخن گفته شده است.

2 -  مشكلات يكسان نويسي اسامي تركيبهاي آلي

    مشكلات يكسان نويسي تركيبهاي آلي را مي توان به دو قسمت اصلي تقسيم كرد. اول مشكلات مربوط به تلفظ. تلفظ اسامي تركيبها در شيمي به روش واحدي انجام نمي شود. بديهي است نخستين مرحله ضبط همگون اسامي در شيمي يكسان كردن شيوه تلفظ است. دومين مشكل  مربوط به ماهيت خط فارسي است. اين دو مشكل به ترتيب بررسي مي شود.

  2  -  1 . شيوه تلفظ اسامي تركيبهاي آلي 

    براي يافتن الگوي تلفظ تركيبهاي آلي در زبان فارسي نمونه هائي حرف نگاري شده در چهار         گروه ارائه مي شود.         

    الف .

     Tetramethylbenzene                     تترا متيل بنزن ( تترا متيل بنزين )

       Polyglycoldistearate                   پلي گليكول دي استئارات ( پالي گلايكول داي  استيريت )

                 Quinine   كينين ( كواناين )

     ب .

                         Halogens                    هالوژن ها (هالوجن ها)

                     Aldehyde                         آلدهيد

                                   Quinhydrone    كينهيدرون (كواين هايدرون)

     ج .  

                                                  Safroleسافارول

                     Salicylic acid                   ساليسيليك  اسيد          

     د .

                     Sacharin                           ساخارين

                     Sacharate                          ساخارات

        از گروه هاي الف تا  د  چنين نتايجي را مي توان برداشت كرد:

 در مثالهاي گروه الف تلفظها فرانسوي است. گروه ب  آميزه اي از تلفظ فرانسوي و انگليسي است. مثالهاي گروه  ب  تلفظ كردنh ]  [  باعث شده است كه تلفظ انگليسي با فرانسوي خلط شود. در گروه  ج  از روي صورت حرف نگاري شده فارسي نمي توان تلفظ زبان مبدأ را تشخيص داد. تلفظ فرانسوي يا انگليسي در اين گروه هر دو به يك صورت با خط فارسي حرف نگاري مي شود. تلفظها در گروه  د  نه فرانسوي است نه انگليسي.

   البته بديهي است كه تلفظ اين مثالها دقيقا" فرانسوي يا انگليسي نيست و تغييراتي متناسب با ويژگيهاي آوائي زبان فارسي در اداي اين عناصر رخ مي دهد. دليل تغييرات مذكور اين است كه واكه هاي زبان فارسي با واكه هاي زبان فرانسوي و انگليسي متفاوت است. فارسي زبانان در اين موارد واكه هائي نزديك به واكه هاي زبان بيگانه را از زبان خود انتخاب و كلمات مفروض را با آنها تلفظ مي كنند.

   البته اين فرض را نيز مي توان تا حدي معتبر دانست كه گاه خط لاتين بر نحوه تلفظ اعلام مذكور تاثير مي گذارد و تلفظ حاصل تصادفا" با تلفظ فرانسوي يا انگليسي يكي مي شود . تلفظ

Diiodotyrosine  به صورت  دي يدو تيروسين  نمونه اي از تأثير خط بر تلفظ مي تواند باشد زيرا تلفظ فرانسوي اين اسم  دي يدو تيروزين  است .

2 -  2 . ويژگيهاي خط فارسي

     2– 2 – 1 . عدم تطابق واجها و حروف

   زبان جوهري فرار دارد و خط وسيله اي است براي تثبيت آن. خط يا ابداعي است يا عاريتي. در نوع نخست از آنجائيكه گويشواران بومي صورتهائي را براي نشان دادن زبان خود ابداع مي كنند معمولا" بين خط و زبان تطابق وجود دارد. در گونه دوم از خطي موجود براي ثبت زبان استفاده مي شود. در اين شيوه چون خط عاريتي در اصل براي ثبت زبان ديگري بوده است غالبا" انطباق كامل بين زبان و شكل مكتوب نيست و تغييراتي در خط قرضي مي- دهند تا اين تطابق صورت گيرد.

   خط انگليسي و فرانسوي و فارسي از جمله خط هاي قرضي اند. انگليسي را زماني با خط روني مي نوشتند. خط كنوني انگليسي منشأ  لاتيني دارد. انگليسيان اين خط را براي منطبق كردن با زبانشان در سه دوره تغيير داده اند. اين تغييرات در آغاز قرض گيري و پس از حمله نورمن ها و زماني پس از اختراع دستگاه چاپ بوده است ( تراسك ، ص  258- 283 ). با وجود تغييراتي كه براي كم كردن فاصله خط با زبان انگليسي انجام شده امروزه تعداد حروف كمتر از تعداد واجها است ( بيست و شش حرف براي ثبت چهل واج ).

در خط فرانسوي نيز كه از خط لاتين به عاريت گرفته شده بين واجها و حروف فاصله بسيار است. گاه براي حرفي نظيرh ]   [واجي وجود ندارد و گاه براي واجهائي مانند  [ ] وj ]   [  نشانه اي نيست. واج يا واجهائي را با تركيب حروف نشان مي دهند ( ou  به جاي /u/  و in  به جاي /e  / ) و زماني هم واجي را با تركيبهاي متفاوت ثبت مي كنند (an    و  en به جاي  /ã /  و ai  وe   به جاي / e / ).  در برخي واژه ها نظير chez   و nez  حرف ] z  [را به اين دليل مي آورند كه واكه قبل از آن نيم باز پيشين يعني /  e /  تلفظ مي شود.

    خط كنوني فارسي از خط كوفي عربي اقتباس شده است. خط عربي كه خود از خط آرامي گرفته شده بود نقايصي داشت. ابوالاسود دؤلي و نصربن عاصم و يحيي بن يعمر و خليل بن احمد در نقطه گذاري و حركات و اعراب آن اصلاحاتي انجام داده بودند. ايرانيان حرف پ و  ژ و چ و گ را با تغييري در حرفهاي موجود در عربي ساختند اما براي واكه هاي پيشين يعني / a/ و / e / و / o /  چاره اي نينديشيدند و نشانه اي براي آنها نساختند. نداشتن حرف مستقلي براي ثبت واكه / o / يكي از دلايل ضبط چندگانه اسامي تركيبهاي شيميايي است:

      الف . فروسيانيد ferrocyanide                   

      ب . دي يدو تيروسين diiodotyrosine      

      ج .  نيتروپروسيد        nitroprusside           

       د .  دي نيتروتولوئن          dinitrotoluene        

   چنانكه در مثال الف و ب مشاهده مي شود واكه پسين نيم گرد / o / در الف با حرف / و / نشان داده شده است و در مثال ب در يد نشانه اي براي آن نيامده است. در مثال ج واكه / o / با حرف / و/ نشان داده شده و در مثال د همين حرف معادل واكه پسين گرد يعني / u / قرار گرفته است.

      2– 2 – 2 . متصل و منفصل نويسي   

  در زبان فارسي تركيب و اشتقاق با قرار گرفتن كلمات مستقل در كنار هم انجام مي شود. و اين دليلي است براي متصل يا منفصل نويسي كلمات جديدي كه با اين دو شيوه ساخته مي شود. وجود  واژه بستها[3] نيز دليل ديگري براي پيوسته يا جدا نويسي كلمات است. واژه بستها عناصري بدون تكيه اند كه به پيش يا پس كلمات تكيه دار مي چسبند.

   تا جائيكه نگارندگان اطلاع دارند نخستين منبعي كه در آن به بيهوده بودن بحث متصل و منفصل نويسي اشاره شده مقاله ميلانيان است (ص 81 ). محمد جعفر شعار نيز با همين عقيده  آماري از شكلهاي متصل و منفصل برخي تركيبها ارائه كرده است:

از چهار صد تركيبي كه با خوش ساخته مي شود شصت تركيب متصل و باقي منفصل و از سيصد تركيب مربوط به كم شش تركيب آن متصل و بقيه منفصل است(ص 13 )

.     2– 2 – 3 . مسأله ضبط همزه

   شيوه ضبط همزه كه بحث مشترك همه شيوه نامه هاي رسم الخط است در ضبط اسامي تركيبات آلي نيز قاعده اي واحد ندارد. گاه آن را بر كرسي ي مي نويسند : ئيدروژن ، ئيدروكربور و گاه آن را با ا : ايدروژن. همزه آغاز هجا زماني به شكل  ي نوشته مي شود و در مواردي بر كرسي ي : تري فلوئورواتانوئيك (ييك ) اسيد. تاثير همزه در چند گونه نويسي اسم تركيبها در شيمي  به موارد محدودي از اين دست خلاصه مي شود.

3 -  پيشنهادها

  نخستين مرحله براي يكسان كردن اسامي تركيبها تعيين الگوي واحدي براي تلفظ آنهاست تا اسامي موجود و بالقوه به شيوه يكساني تلفظ و ثبت شود. گر چه تلفظ غالب در شيمي و بطور اخص در تركيبهاي آلي با قواعد تلفظ فرانسوي تقريبا" منطبق است تغييرات نظاممندي در آن صورت گرفته است. در تعيين الگوي تلفظ اين تغييرات بايد لحاظ شود.

   دومين مرحله يكدست كردن قواعد رسم الخط است. چنانكه مشاهده شد سه دليل براي تشتت شيوه نگارش تركيبها وجود داشت كه هر سه مشكل عام خط فارسي است. پيشنهاد نگارندگان مقاله اين است كه براي ضبط اعلام در شيمي قواعد به صورت حوزه اي تثبيت شود. زيرا اولا" اطلاع رساني در علم مسأله اي كاربردي و حاد و زمان در آن مهم است. ثانيا" تعيين قواعد در حوزه اي محدود عملي تر است. ثالثا" به  علت  ماهيت  خاص  تركيبهاي آلي تعيين قاعده به صورت عام كارائي لازم را نخواهد داشت. با ذكر مثالي اين معني روشنتر خواهد شد:

  در حاليكه يكي از معضلات خط فارسي متصل يا منفصل نويسي است و به گفته صادقي حروف منفصل اصلي ترين دليل تشتت خط فارسي است (ص 6) اين مسأله مشكل حادي در حوزه شيمي نيست و تعيين راه حل براي آن به دشواري يافتن راه حلي كلي براي خط فارسي به نظر نمي رسد. صادقي توجه به استقلال نحوي و معنائي كلمات در كتابت را راهي براي جلوگيري از بسياري از دوگانگي هاي املاء كلمات مي داند(ص 7). از اين ويژگي به خوبي در ضبط اسامي تركيبها در شيمي آلي استفاده مي توان كرد.ذكر چند نمونه به روشن شدن معني كمك مي كند:

    الف . سيكلو اكتا دي ان                     Cylooctadiene

    ب . سيكلوهپتاتري ان                   Cycloheptatriene

    ج . هگزامتيل دي سيلازان       Hexamethyldisilazane

    د . تترامتيل بنزن                    Tetramethylbenzene   

در مثال الف امكان پيوسته نوشتن دي با  ان  وجود دارد و مي توان آن را ديين  يا  دين نوشت. اما در اين موارد با اينكه بين  di و ene  در خط لاتين فاصله اي نيست متخصصان مي دانند كه اين دو صورتهائي مستقل اند زيرا مي توان در روي محور جانشيني به جاي di عدد يونانيtri  را گذاشت و در صورت متصل نوشتن يكدستي آن به قياس با تركيبي نظير ب از بين مي رود چون در مثال ب نمي توان تري را به ان وصل كرد و تقارن آن با مثال الف بر هم مي خورد. همين استدلال در مورد موجود در مثال ج صادق است. در مثال د نيز امكان اتصال متيل به بنزن هست كه به دليل مستقل بودن اين دو مي توان از اين كار پرهيز كرد. مشكل پيوسته و جدا نويسي در تركيبهاي آلي به مواردي از اين دست خلاصه مي شود و نظير آنچه در خط فارسي و به صورتي عام مطرح است وجود ندارد. حل مسأله همزه و يكدست كردن شيوه ضبط واكه / o / و / u / نيز به صورت حوزه اي و از اين ديدگاه عملي تر است .

4 - نتيجه

  از جمع بخشهاي اول تا سوم مقاله مي توان دريافت كه اولين مشكل در كار يكسان سازي شيوه ضبط اعلام تركيبهاي آلي مشخص نبودن الگوي تلفظ آنها در زبان فارسي است. بنابراين نخستين مرحله براي يكسان نويسي اسمهاي مذكور تعيين الگوي تلفظ است.

   دومين مشكل مربوط به سه ويژگي خط فارسي يعني عدم تطابق واجها با حروف و متصل و منفصل نويسي و مسأله ضبط همزه است. در مورد عدم تطابق واجها و حروف فقط نبودن نشانه اي براي واكه /o  /  و كاربرد حرف و به جاي / o / و / u / باعث بي نظمي در ضبط اسامي تركيبهاي آلي مي شود. متصل و منفصل نويسي و ضبط همزه نيز به صورتي محدود در ناهمگون كردن ضبط اسامي در شيمي مطرح است. بنابراين با بررسي اين مشكلات در محدوده تركيبهاي آلي و چاره انديشي در حوزه مشخص امكان حل مسأله عملي تر به نظر مي رسد.

 5 -  خلاصه مقاله

   در اين مقاله كه هدف از نگارش آن بررسي مشكلات يكسان نويسي اسامي تركيبات آلي است ابتدا دلايل تشتت شيوه ضبط اعلام به دو بخش عمده تقسيم شد. يكي نحوه تلفظ و ديگري ويژگيهاي خط فارسي. سپس چهار شيوه تلفظ اعلام در شيمي شناسائي و مثالهائي براي هر يك ارائه شد. آن دسته از ويژگيهاي خط فارسي كه باعث چندگانگي ضبط اسامي در شيمي مي شود نيز مشخص و مثالهائي براي هر يك ارائه گرديد. متصل و منفصل نويسي و نبودن نشانه اي مستقل براي ثبت واكه /o/ و مساله ضبط همزه از جمله اين ويژگيها بود. نگارندگان پيشنهاد كرده اند كه الگوئي واحد براي تلفظ اعلام در شيمي تعيين و مشكلات خط فارسي به صورت حوزه اي و در چارچوب داده هائي مشخص حل شود.

مراجع.

ابوالقاسمي ، محسن ، 1374 . تاريخ زبان فارسي ، انتشارات سمت

بهزادي ، ماندانا صديق ، 1375 . شيوه نامه اعلام انگليسي در فارسي ، مركز نشر دانشگاهي

پور جوادي ، علي (به سر پرستي ) ، 1370 . واژه نامه شيمي ، مركز نشر دانشگاهي

رجبي ، تقي ، 1378 . اطلاعات علمي شيمي و مهندسي شيمي ايران(جلد اول پايان نامه ها) ، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

              ، 1378 . بررسي اطلاعات علمي شيمي و مهندسي شيمي در بانك اطلاعات جامع مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران(گزارش طرح پژوهشي)

حق شناس ، علي محمد (مترجم) ، 1370 . تاريخ مختصر زبان شناسي ، نوشته آر.اچ.روبينز ، نشر مركز

شعار ، محمد جعفر ، 1372. فرهنگ املايي ، امير كبير

شيخي ، حميد رضا (مترجم ) ، 1367 ، مباحثي در فقه اللغه و زبانشناسي عربي ، نوشته رمضان عبدالتواب ، انتشارات آستان قدس

صادقي ، علي اشرف ، 1363 . در باره رسم الخط فارسي ، مجله زبان شناسي ، س 1 و 2 ، ص 2 - 12.

مقربي ، مصطفي ، 1339 . شيوه خط فارسي ، سخن ، دوره 11 ، ش 7 ، ص 746 - 733 و ش 8 ، ص 867 - 872 .

ميلانيان ، هرمز ، 1350 . يك - در زبان ، مجله ادبيات و علوم انساني دانشكده ادبيات دانشگاه

تهران.

ياوري ، عيسي (مترجم) ، 1375 . فرهنگ شيمي ، نوشته ديويد ويليام آرتور شارپ ، انتشارات

فاطمي

Bescherelle . 1980 . L'art de l'orthographe , Hatier

Carey , A . Francis , 1987 . Organic chemistry , Mac Graw - Hill ,

pp. 7 - 5

Crystal , David . 1995 . Encyclopedia of the English language , Cambrige university Press , pp. 9 , 258 - 283

Burney , Pierre , 1962 . L' orthographe , presses universitaires de France

Higounet , charles , 1964 . L'ecriture , presses universitaires de France

Malmkjaer , Kirsten , 1991 . Writing systems , The linguistics encyclopedia , pp . 497 - 503

Mortimer , Charles . E . 1985. Chemistry ,Wadsworth , p. 791

Trask , R . L . 1995 . Language the basics , Routledge , p.5

Parker , p . sybil . 1997 . Dictionary of chemistry , McGraw - Hill  

 

 

 



[1] -Natural Language Processing

[2] -IUPACسرواژه عبارت   Chemistry International Union of Pure and Applied

 

[3] - Clitic